السيد محمد حسين الطهراني

472

معاد شناسى (فارسى)

استعاره مىآورند ؛ كه آن آبادانىهاى معنوى بدين خرابى تبديل شده ، و اساس و بنيان محبّت فرو ريخته است ؛ و بر اساس فنّ غزل‌سرائى ، آن لذّت معنى و محبّت به منظور و مقصود را ، به عشق ؛ و آن محبوب و مطلوب را ، به محبوبه و معشوقه ؛ و زائل شدن آن حالات خوش و سرورها را به مسكن و مأواى ويران و منهدم شده او تشبيه كرده ، بدون ذكرى از مشبَّه و وجه شَبَه مىآورند ؛ و ثانياً وارد در بيان تفصيلى آن نعمت‌ها و رحمت‌هاى از دست رفته ميگردند ؛ مرحوم سيّد حميرى نيز در اينجا ميخواهد داستان حقّانيّت و مظلوميّت أمير المؤمنين عليه السّلام را در نصب غدير خم ، و نصب به ولايت و إمارت و إمامت بيان كند ، و مخالفت مخالفان و بالاخره غصب خلافت ، و عناد و دشمنى با خاندان طهارت و أهل بيت ، و بالاخره بر سر كار آمدن حكومت جائره و ضالّه را به ياد آورد ؛ و سپس با بيان نتيجهء تمسّك به ولايت ، و پاداش دورى از آن ، بنا به روايت وارده از رسول الله صلّى الله عليه و آله و سلّم ، ظهور حوض كوثر در موقف عرصات روز قيامت ، و خصوصيّات و مزاياى آن را به ياد آورد كه : آن نعمت و نسيم و تسنيم و كوثر و هواى لطيف و رياحين معطّر و جواهرات گرانقدر ، همه از آنِ محبّان و پيروان و شيعيان است ، كه آنان از آن آب سيراب مىشوند ؛ و منافقان و دشمنان و معاندان و منكران أهل بيت از آن بهره و نصيبى ندارند .